شعر ۵۱۵
گفتی به میخانه برو شاد شوی
از مشکل ایام تو آزاد شوی
رفتم ولی می به میخانه نبود
شادی و طرب هیچ در آنخانه نبود
گفتند که پیر هم ز میخانه شدست
آن شوق وطرب درپی آن پیرشدست
شعر ۵۱۵
گفتی به میخانه برو شاد شوی
از مشکل ایام تو آزاد شوی
رفتم ولی می به میخانه نبود
شادی و طرب هیچ در آنخانه نبود
گفتند که پیر هم ز میخانه شدست
آن شوق وطرب درپی آن پیرشدست